شنبه هفتم تیر ۱۳۹۹ - 10:38 - روح اله شیرکول -
روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن
خاک های پایین کوه بود.ازاو پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟
مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر ایــن کوه راجابجا کنی به وصال من خواهی رسید
و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت ســلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کــار را انجام بدهی.
مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم...
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت:
خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمـت موری درمی آ ورد...
تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست...
این وبلاگ با هدف آموزش ادبیات فارسی به دانش آموزان و استفاده سایر عزیزان طراحی گردیده

