نکات ادبی و دستوری فارسی نهم
صفت بياني :در گروه اسمي هر گاه كلمه اي بعد ز اسم بيايد كه درباره ي چگونگي ويژگي هاي اسم توضيحاتي را بيان كند صفت بياني ناميده مي شود
انواع صفت بياني :
1- صفت فاعلي : بن مضارع + نده = گوينده
2- بن مضارع + ا =گويا
3- بن مضارع + ان =گريان
صفت مفعولي :بن ماضي + ه =گفته
صفت لياقت : از مصدر +ي =گفتني
صفت نسبي :1-اسم +ي =ايراني
2-اسم +ين =زرين
3-اسم +ينه =زرينه
4-اسم +ه =بهاره
راه تشخيص تركيب وصفي ا ز تركيب اضافي
1-به آخر تركيب (تر )اضافه كنيم معني داد وصفي است معني نداد اضافي است كتاب مفيد تر (وصفي ) كتاب تاريخ تر (اضافي )
2-گاهي وسط تركيب واژه هاي خيلي –بسيار –قرار بدهيم
دوستان صميمي : دوستان بسيار صميمي معني داد وصفي
3-(اين) به اول تركيب اضافه كنيم (است) به آخر آن اضافه كنيم
معني داد وصفي معني نداد اضافي
كوه سر به فلك كشيده اين كوه سر به فلك كشيده است (وصفي )
انواع واژه
ساده : واژه هايي هستند كه از يك بخش ساخته شده اند كه معني مستقل و روشني دارند و نمي توان آنها را به اجزايي بخش كرد (گل –آب –دريا )
غير ساده : واژه هايي هستند كه بيش از يك جز دارند از دو يا چند قسمت ساخته شده اند گل +دان =گلدان
غيرساده : (مشتق – مركب – مشتق مركب )
مشتق :واژه هايي هستند كه از يك بخش معني دار و يك جزيي كه معني مستقل ندارد ولي پس از پيوستن به واژه معني تاز ه اي مي سازد و كلمه ي جديد پديد مي آورد دبير +ستان =دبيرستان
وند : به جزيي كه معني مستقل ندارد وند مي گويند (پسوند –پيشوند )
مهمترين پيشوندها : با+اسم =با استعداد
بي +اسم =بي هنر نا +صفت =نادرست نا +اسم =نا كام
نا +بن فعل = نا شناس ن+بن فعل =نسوز هم +اسم = هم درس
مهمترين پسوند ها :صفت +ي =سفيدي اسم +ي =بقالي
بن ماضي +ار =كردار بن مضارع +ه =خنده اسم +ه =چشمه
صفت +ه =زرده بن مضارع +ش =گويش اسم +ستان =گلستان
اسم +گاه = خوابگاه اسم +زار =لاله زار لسم +چه =قاليچه
اسم +بان =باغبان بن ماضي +ن =كشتن اسم +ك =عروسك
صفت +ا =گرما بن مضارع +ا = جويا اسم +دان =نمكدان
اعضاي بدن +ه =مشتق (دهانه ) اسم +ور =هنر ور اسم +گر =زرگر
بن مضارع +نده =رونده بن مضارع +ان =نالان اسم + ي =صفت نسبي: تهراني
مركب: واژه هايي كه از دو بخش مستقل و معني دار تركيب شده اند يعني تمام اجزاي تشكيل دهند ه واژ ه ي مركب معني دار هستند گلاب پاش (گل +آب +پاش ) اسم +اسم =شاه كار صفت +اسم =چهل چراغ اسم +بن مضارع =نامه بر اسم +بن ماضي =كار كرد ضمير +بن مضارع =خود نويس اسم +صفت =قد بلند صفت +بن مضارع =نزديك بين
صفت +اسم =نو جوان
مشتق مركب : واژ ه ايي است كه ويژگي مركب و مشتق را با هم داشته باشد (هيچ كاره =هيچ +كار +ه )
ساده - مشتق - مركب - مشتق مركب –
بلند – بلندي – بلند قد - بلند قدي -
اضافه ي تشبيهي : ادات تشبيه وجه شبه حذف مي شود مشبه و مشبه به با كسره به هم پيوند مي خورند ( آن درخت علم با شد - درخت علم اضافه ي تشبيهي است )
جناس : دو واژه كه حروف مشتركي دارند واز يك جنس هستند (رحمت –مرحمت )
انواع جناس :
جناس تام : دو واژه اي كه در نوشتن و خواندن يكسان هستند ولي در معنا متفاوتند
گر آمدم به كوي تو چندان غريب نيست
چون من در آن ديار هزاران غريب هست
جناس ناقص : 1- حركتي -2اختلافي 3- افزايشي
حركتي :دو كلمه اي كه در تمام حروف مشترك هستند اما در مصوت كوتاه با هم اختلاف دارند
اي مهر تو در دل ها وي مهر تو بر لب ها
وي شور در سرها وي سر تو در جان ها
اختلا في : دو كلمه در يك حرف اختلاف دارند اين اختلاف در اول ،وسط يا آخر كلمه هاست
دل من هست از اين بازار ،بيزار قسم خواهي ،به دادار و به ديدار
افزايشي :دو كلمه در تمام حروف با هم مشترك هستند اما يك كلمه يك حرف بيشتر دارد
سعديا گر نكند ياد تو آن ماه مرنج
ما كه باشيم كه انديشه ي ما نيز كنند
تضاد
تضاد معنايي :در اين نوع تضاد نفي يك واژه موجب اثبات واژه ي ديگر است
روشن خاموش
تضاد واژگاني :با وند منفي ساز ساخته مي شود آگاه نا آگاه
تضاد مكاني (جهتي ) شمال جنوب
تضاد فعلي : رفت نرفت
تضاد نمادين :هنر مند به كمك نمادها و معاني رمزي بين واژگان تضاد برقرار مي كند
كس نيايد به زير سايه ي بوم (بوم نماد بد بختي)
ور هماي از جهان شود معدوم (هما نماد خوشبختي )
تضاد كنايي : اگر طرفين تضاد درمعناي حقيقي خود مخالف هم نباشند بلكه در معناي كنايي مخالف با شند تضاد وجود دارد
يكي را به سر برنهاد تاج بخت (كنايه خوشبختي )
يكي را به خاك اندر آرد ز تخت (كنايه از خواري )
تخلص: نمونه اي از چند تخلص
سنايي :تخلص ابوالمجد مجدودبن آدم قرن ششم
عراقي :تخلص فخرالدين عراقي قرن هفتم
خواجو :تخلص كمال الدين ابوالعطا محمدبن علي قرن هشتم
ابن يمين :تخلص ابن يمين فريومدي قطعه سراي قرن هشتم
خمش :تخلص مولانا (مولوي )قرن هفتم
مشتاق :تخلص مير سيد محمد علي قرن دوازدهم
قيد :به كلمه يا تركيب هايي كه مفهومي را به فعل جمله مي افزايد قيد مي گويند قيد در جمله نقش اصلي ندارد قابل حذف است
راه تشخيص قيد : قيد اگر از جمله حذف شود به معني جمله آسيب نمي رسد
او الان رفت او رفت
قبل و بعد از واژه ي قيد كسره قرار نمي گيرد آنها آهسته كارها را انجام مي دهند
متمم قيدي : گاهي قيد از حرف اضافه و متمم تشكيل مي شود يعني اگر حرف اضافه و متمم را ازجمله حذف كنيم معني جمله به هم نمي خورد او به خانه آمد
او آمد
قيد زمان :ديروز امروز فردا پيوسته هميشه
قيد مكان :اين جا آن جا نزديك بالا پايين
قيد كيفيت :خوب بد زشت زيبا آسان
قيد حالت :اين قيد حالت و چگونگي نهاد ي مفعول را در موقع انجام دادن يا انجام گرفتن كار مي رساند علي خندان آمد
قيد پرسشي:كي كجا چرا مگر چون به معني چگونه باشد هيچ چه طور
- قيد تكرار:دوباره باز از نو مجددا
- قيد تاكيد: البته قطعا حتما يقينا به راستي واقعا
- قيد نفي:هرگز هيچ وقت ابدا اصلا به هيچ وجه خير
- قيد ترديد:شايد حتمالا گويا به گمانم
- قيد آرزو: كاش كاشكي اي كاش انشا الله لطفا




این وبلاگ با هدف آموزش ادبیات فارسی به دانش آموزان و استفاده سایر عزیزان طراحی گردیده

